پارت بیست :

احساس کردم چیزی گرم و سنگینی روی صورتم نشست.
اول فکر کردم عرقِ... یا شاید اشکیه که بی ‌اختیار از چشم هام سرازیر شده؛ اما وقتی رطوبت گرم زیر بینیم رو حس کردم، قلبم هوری ریخت.
درسته چیزی نمی دیدم یا حتی دستم به بینیم نمی رسید اما شک ندارم خون بود.
با تمام وجودم خواستم دستم رو بالا بیارم و صورتم رو پاک کنم اما انگار بدنم دیگه متعلق به خودم نبود.
انگشت هام فقط چند سانت تکون خوردن و

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۱۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۳۲ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت ریموند در رمان دختران ربوده شده | نسخه اصلی ریموند
تصویر شخصیت ریچر در رمان دختران ربوده شده | نسخه اصلی ریچر
تصویر شخصیت خاویر در رمان دختران ربوده شده | نسخه اصلی خاویر
تصویر شخصیت پرنیا در رمان دختران ربوده شده | نسخه اصلی پرنیا
تصویر شخصیت بردیا در رمان دختران ربوده شده | نسخه اصلی بردیا
تصویر شخصیت امیلی در رمان دختران ربوده شده | نسخه اصلی امیلی
تصویر شخصیت استفان در رمان دختران ربوده شده | نسخه اصلی استفان
تصویر شخصیت آدریانا در رمان دختران ربوده شده | نسخه اصلی آدریانا
تصویر شخصیت ابیگیل در رمان دختران ربوده شده | نسخه اصلی ابیگیل
تصویر شخصیت مارسلو در رمان دختران ربوده شده | نسخه اصلی مارسلو
تصویر شخصیت ماتئو در رمان دختران ربوده شده | نسخه اصلی ماتئو
تصویر شخصیت لیلیان در رمان دختران ربوده شده | نسخه اصلی لیلیان
تصویر شخصیت لیلو در رمان دختران ربوده شده | نسخه اصلی لیلو
تصویر شخصیت لنزو در رمان دختران ربوده شده | نسخه اصلی لنزو
آخرین نظرات ارسال شده
  • یلدا

    0

    سلام رمانتون خیلی هیجان انگیز و عالیه

    ۶ روز پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    ای جانم😍بمونی برام قشنگم🤍💋

    ۵ روز پیش
  • لیدا

    0

    خیلی رمانتو دوست دارم ممنون بابت زحمتی که میکشی عالیه

    ۱ هفته پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    ای جانم😍بمونی برام قشنگم🤍💋

    ۵ روز پیش
  • صدفی

    0

    حسم میگه لنزو امیلی رو برای ماتئو خریده🙂اگه اینطود باشه خیلی خوبه چون توی همین چند خط متوجه شدم ماتئو اروم تر و نرمال تره🙂

    ۱ هفته پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    پارت های جلوتر مشخص میشه گل قشنگم

    ۵ روز پیش
  • Shinq

    0

    بمیرم برای بی کسیت پرنیا😔😔چه قدر استفان بیرحمه که این بلارو سرت اورده

    ۱ هفته پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    خدا نکنه قشنگم

    ۵ روز پیش
  • آرنیکا🩵

    0

    خب اول از همه دوس دارم پرنیا برگرده پیش خانوادش با شادی زندگی کنه امیلی هم از دست لنزو خلاص بشه بره پی زندگیش بعدشم استعفان بره زیر تریلی لنزو هم آتیش بگیره در مورد ماتئو فعلا نمیتونم چیزی بگم تا اطلاع ثانوی ازش خوشم میاد😶🫠دقت کردید ک بنده چقدر خوش خیال تشریف دارم؟!😂

    ۳ هفته پیش
  • مینا

    0

    حس نمیکنی خیلی زیاده خواهی و رویای قشنگی داری که به تحقق نمی پیونده؟ امر دیگه دستوری چیزی نداری دیمه؟ 😃😍

    ۳ هفته پیش
  • آرنیکا🩵

    0

    زیاده خواهی نیست، فقط دارم حق شخصیت های مظلوم رو مطالبه می کنم 😌😂 پرنیا و امیلی باید به آرامش برسن، استفان و لنزو هم باید تاوان بدن! ماتئو هم فعلاً بهش دست نزنید، هنوز ازش خوشم میاد 😶😂 البته تصمیم با نویسنده ی عزیزه؛ من فقط دارم خواسته هامو ثبت می کنم!!

    ۳ هفته پیش
  • مینا

    0

    عاشق دستور دادنت شدم😂😂

    ۳ هفته پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🤭🤭

    ۲ هفته پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    خوبه حداقل مدافع حقوق یکی از مردها هستی😂

    ۲ هفته پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    احساسات درونی و خواسته هایی که از این رمان داره با صداقت تمام بیان کرد😂

    ۲ هفته پیش
  • الینا

    0

    لنزو اتیش بگیره؟😐چرا اخه؟ بابا یه مافیای قدرتمنده که فقط خشنه و احساسات نداره و شرایط شعلی و خونوادگیش کاری کرده خشن بیرحم ظالم و خودخواه باشه حقش نیست اتیش بگیره اقا😐😭لنزو کراش منه

    ۳ هفته پیش
  • آرنیکا🩵

    0

    الکی میگماا 😂بین خودمون بمونه منم از لنزو خوشم میاد🤫😂😂

    ۲ هفته پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    لنزو جزو شخصیت های اصلی رمانه. آدم بدی هم نیستا😂فقط یه خورده خشنه

    ۲ هفته پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    حالا بذارید ببینیم چی میشه فعلا😂

    ۲ هفته پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    توی دو خط کل رمانو تموم کردی😂

    ۲ هفته پیش
  • بانو🩵

    0

    دلم به حال پرنیا خیلی سوخت ولی از نظر من امیلی تو موقعیت بدتری گیر افتاده

    ۳ هفته پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    همینطوره متاسفانه🫠🥹👌

    ۳ هفته پیش
  • ناشناس

    0

    من جای امیلی بودم همونجا درجا سکته میکردم

    ۳ هفته پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    خدا نکنه گل قشنگم

    ۳ هفته پیش
  • سیمین

    0

    این قسمت اونقدر طبیعی نوشتی انگار من به جای پرنیاس بدبخت روی تخت بسته شدم

    ۳ هفته پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    ای جانم خوشحالم که متن به دلت نشسته عزیزم

    ۳ هفته پیش
  • شیما

    0

    خیلی رمانتون خوبه خانم بهمن زاد عزیز حسابی ضربان قلبم بالاست

    ۳ هفته پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    بمونی برام عزیزم💕😍بله هیجان این رمان بالاست

    ۳ هفته پیش
  • ویانی

    0

    وای ماائو چه مهربونه البته فعلا😂🥺

    ۳ هفته پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    😂😉

    ۳ هفته پیش
  • دنیز

    0

    وای ماتئو چه خوبه🙃البته اگه نطرمو تغییر نده😂😐

    ۴ هفته پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    😂

    ۴ هفته پیش
  • المیرا

    0

    وای خیلی از استفان بدم میاد. لعنتی بعد از سهراب تو لیست منفورهاست.

    ۴ هفته پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    استفانو با سهراب یکی میکنی؟😂🙃

    ۴ هفته پیش
  • المیرا

    0

    سهراب ی خیانتکار عوضیه و استفان یک دکتر روانیه😂. تازه لنزو هم خیلی بیشعوره🔫🤣

    ۴ هفته پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    کلا همه یه ایرادی دارن😂

    ۴ هفته پیش
  • زیبا

    0

    امیدوارم . ماتئو حداقل آروم و مهربون باشه

    ۴ هفته پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    ماتئو با لنزو متفاوته

    ۴ هفته پیش
  • مینا

    0

    وای😍ماتئو اومد اخجون🫢براساس استوری که گذاشتی احتمالا سر ماتئو و لنزو سر امیلی دعوا بشه

    ۴ هفته پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍

    ۴ هفته پیش
  • جلالی

    5

    من دیگه تحمل ندارم وای خیلی رمان خوبیه کیانا زودتر پارت بعدی رو بزار دل تو دلم نیست

    ۴ هفته پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    چشم گل قشنگم

    ۴ هفته پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️